کتاب «آن بیست و سه نفر» خاطرات خودنوشت آقای احمد یوسفزاده از دوران اسارت ۱۹ نوجوان کرمانی و ۴ نوجوان دیگر است که در عملیات آزادسازی خرمشهر توسط ارتش بعث به اسارت درمیآیند. نویسنده در این کتاب شرح هشت ماه ابتدایی اسارت و اتفاقاتی که برای این گروه بیست و سه نفره افتاده از جمله ملاقات با صدام در کاخ ریاست جمهوری عراق را روایت کرده است.
بخشی از متن کتاب :
چند روزی بود مساله ای ذهنم را مشغول کرده بود.شده بود معمایی پیچیده.از همان روز اول لابه لای درزهای محل اتصال دیوار و کف زندان چشمم به چند مرمی فشنگ افتاده بود...یک روز چند تا از مرمی ها را برداشتم و نشستم کنار تشک پنبه ای صالح.مرمی ها را نشانش دادم و جواب معمایم را از او خواستم.صالح گفت:اینا رو اسرای مجروح از زخماشون بیرون کشیدن و گذاشتن لای درزای دیوار.
بعد توضیح داد که اسرای زخمی تا به اردوگاه نرسند مداوای اساسی نمیشوند.فکرش هم برایم آزار دهنده بود که یک اسیر مجروح تیرهایی را که در بدنش فرو رفته با دست بیرون بیاورد.
متن تقریظ مقام معظم رهبری برای این کتاب:
در روزهای پایانی ۹۳ و آغازین ۹۴ با شیرینی این نوشتهی شیوا و جذاب و هنرمندانه، شیرینکام شدم و لحظهها را با این مردان کم سال و پرهمت گذراندم. به این نویسندهی خوش ذوق و به آن بیست و سه نفر و به دست قدرت و حکمتی که همهی این زیبائیها، پرداختهی سرپنجهی معجزهگر اوست درود میفرستم و جبههی سپاس بر خاک میسایم
با سلام خدمت تمام علاقمندان به دنیای زیبا و جذاب کتاب آیا تا به حال شده دوست داشته باشید یک مسافرت دور دنیا برید . آیا شده دوست داشته باشید به یک جزیره متروک سفر کنید. آیا تا به حال فکر کردید در شرایط سخت زندگی چطور عمل کنید. جواب تمام سوالات شما در کتابی است که همین دیشب خواندش را تمام کردم . این کتاب علاوه بر این که ذهن من را به مسافرت به یک جزیره دور افتاده برد. شب های بسیار لذت بخشی را هم برای من رقم زد که هیچ چیزی دیگری نمی توانست اینقدر من را هیجان زده کنه تمام این ها فقط با خواندن کتاب زیبای رابینسون کروزو اثر دانیل دفو برای من اتفاق افتاد که بهتون پشنهاد می کنم حتما این کتاب زیبا را از کتابخانه عمومی عطاملک جوینی شهر نقاب یا هر کتابخانه عمومی دیگری امانت بگیرید. ماجرای کتاب مربوط به یک جوانی است که هوای سفرهای دریای داره ولی پدرش مخالف است پسر که غرور جوانی کاملا احاطه اش کرده به حرف پدر و نصیحت های اون گوش نمی ده و راهی دریا می شه. یکی دو بار توی سفر با کشتی نزدیک بوده غرق بشه ولی وقتی نجات پیدا می کنه باز هم سر عقل نمی یاد . و دوباره شروع به سفر با کشتی می کنه تا اینکه در یکی از مسافرت هایش کشتی آنها دچار سانحه می شه و تمام همسفرهایش غرق می شن ولی جوان داستان ما با به یک جزیره متروک می رسه و اونجا با حوادث زیادی رو به رو می شه. این کتاب سرشار است از احساس خداپرستی به طوریکه خدا را توی تک تک لحظات داستان می توانید حس کنید پس همسن حالا بلند بشید و این کتاب را از کتابخانه امانت بگیرد و از خواندش لذت ببرید. اگه همیشه این وبلاگ را دنبال می کنید به اطلاع شمابرسانم من تمام کتاب های را که می خوانم در این وبلاگ به اطلاع شما می رسانم
کتابخانه عمومی عطاملک جوینی در سال 1388 تاسیس شد واز تابستان سال 1391در ساختمان جدید به مساحت زمین950مترمربع و مخزن به مساحت208متر مربع به فعالیت خود ادامه داد.در حال حاضر زیر نظر اداره کل کتابخانه های عمومی استان خراسان رضوی مشغول به فعالیت می باشد.این کتابخانه دارای 14000نسخه کتاب و تعداد اعضا 1000نفر می باشد.
آدرس: شهرستان جوین -شهرنقاب- خ امام خمینی(ره)-خ شهیداوینی- کتابخانه عمومی عطاملک جوینی
شماره تلفن:05145223155
نمابر: 05145223155
کتابخانه شامل بخش های:مرجع-نشریات ادواری-کافی نت-بخش کودک و نوجوان و همچنین نرم افزار نمایه نشریات و بخش سمعی وبصری می باشد.